خرید بک لینک

نویسنده: ا. ش. - یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩٦

بعضی گویند: شمع از بهر آن گریَد که آتش همخانهٔ او شده است و بعضی میگویند: از بهر آن میگرید که شهد شیرین از خانهٔ او رفته است.

او به زبان حال میگوید:

حال شبهای مرا همچو منی داند و بس!

تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد؟

مولانا، مجالس سبعه

برچسب: سوختگان, نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 9:56

نویسنده: ا. ش. - پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٦

و از ذوالنون مصری رحمه اللّه روایت آرند که گفت: من رفیقی داشتم موافق. خدای عزّوجلّ او را پیش خواست و از محنت دنیا به نعمت عقبی رسید. وی را به خواب دیدم، گفتمش: «خدای تعالی با تو چه کرد؟» گفت: «مرا بیامرزید.» گفتم: «به چه خصلت؟» گفت: «مرا بر پای کرد و گفت: بندهٔ من، بسیار ذُلّ و رنج کشیدی از سِفلگان و بخیلان و دست پیش ایشان دراز نکردی و اندر آن صبر کردی. تو را بدان بخشیدم.»

هُجویری، کشف المحجوب

برچسب: المحجوب, نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 9:56

نویسنده: ا. ش. - دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٦ گفت حقست این ولی ای سیبویه اتق من شر من احسنت الیه دوستی تخمِ دمِ آخر بود ترسم از وحشت که آن فاسد شود صحبتی باشد چو شمشیر قطوع همچو دی در بوستان و در زروع صحبتی باشد چو فصل نوبهار زو عمارتها و دخل بیشمار حزم آن باشد که ظنِّ بد بری تاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 12:12

نویسنده: ا. ش. - پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦ برای آدمهای محبوب و معروف، تصمیمهای شخصی معنی دارد؟ این یک چالش اخلاقی است، ولی از من بپرسید میگویم تصمیمهایی که با عواطف و احساسات مردم مستقیم رابطه دارد، نه! همیشه نمیتوان از اهمیت سهم دیگران در هویت خود بهسادگی گذشت. من به کسانی که جفا دیدهاند اما خواستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 12:12

نویسنده: ا. ش. - پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦ برخی چیزها حق کسی است. برخی هم مرامی دارند که فراتر از حق و اختیار تعریف میشود. مثلاً در قبال دوستی که کار اشتباهی مرتبط با شما انجام داده، حق دارید اگر به شما بربخورد و واکنش نشان دهید. اگر ببخشید و بگذرید مرام شما را آشکار میکند. یا این حق شماست با هر کسی خواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 12:12

نویسنده: ا. ش. - شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٦

زندگی از هیچ قاعدهای پیروی نمیکند و از هر قانونی مستثنیست. اگر جایی بهروال باشد، قدر آن را باید دانست. اگر هم به تلاطم افتاد و شهرآشوبی، انتظاری نباید داشت.

ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیم

بیهوده گرد کوچه و بازار عالمیم

با مرکز و محیط نداریم هیچ کار

هست اینقدر که در خٙم پرگار عالمیم

وحشی

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 12:12

نویسنده: ا. ش. - یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩٦

در زندگی، در موقعیتهای تعیینکننده، عدهای همیشه تماشاچی هستند، عدهای هم وسط صحنه بازیگر یا بازیگردان. کسی منکر تاثیر متقابل میان این دو دسته نیست، اما نتیجهٔ بازی را همواره بازیگرانش رقم میزنند.

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 12:12

کانال تلگرامی شعر و خوانش:
https://telegram.me/PoemAndPerusal

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 12:12

نویسنده: ا. ش. - دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٦ گفت حقست این ولی ای سیبویه اتق من شر من احسنت الیه دوستی تخمِ دمِ آخر بود ترسم از وحشت که آن فاسد شود صحبتی باشد چو شمشیر قطوع همچو دی در بوستان و در زروع صحبتی باشد چو فصل نوبهار زو عمارتها و دخل بیشمار حزم آن باشد که ظنِّ بد بری تاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 14:50

نویسنده: ا. ش. - جمعه ٢۳ امرداد ۱۳٩٤ گفت در پاسخ به ماهی آن رَهاد: این نظر کژّ است و بی حُکمِ نهاد (رَهاد: سیّاح؛ نهاد: سرشت و طینت) تیره منگر جمله بر این چرخ و ساز سازِ خود کن نغمهٔ خود را نواز (ساز: نظام و سامان و طریق، سازِ موسیقی، آهنگ و موسیقی؛ ساز کردن: قصد و عزم کردن) ابر شو بر خشکی خامان ببادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 18:10

نویسنده: ا. ش. - دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤ زمزمی بگشاد از هیچ آن رحیم قحطیّاش دید و برآوردش نعیم (نعیم: نعمت و رفاه) در کنش او جسم را بخشید جان تا که بنیوشد ز رنجات این جهان (نیوشیدن: شنیدن) مشترک چون هست عالم در نهاد حال دریابند جاندار و جماد (۴۴۸۵) روح آدم جزء باشد زین عموم آبِ چَه مانَد ز عالم در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 18:10

نویسنده: ا. ش. - جمعه ٩ تیر ۱۳٩٦

بعد کیهانی این روزها ۱۱ ساله میشود. ۱۱ سال است بیچشمداشت و توقع، هم برای دل خودم، هم برای دل دوستداران این سبک از فرهنگ و ادب، در بعد کیهانی مطلب نوشتهام.

باز هم خواهم نوشت، گرچه بسیار همراهان بودند با ما و گسستند. کسی چه میداند، شاید روزی هم به انتشار این نوشتهها اقدام کنم. تا حضرت یار چه حکم فرماید ...

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 18:10

نویسنده: ا. ش. - یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٦ عینالقضاة میفرماید اولین حرفی که در لوح محفوظ پیدا آمد، لفظ محبت بود. سپس نقطهٔ ب با نقطهٔ ن متصل شد و محنت پدیدار گشت. رابطهٔ محبت و محنت، یا عشق و بلا نه پیچیده، بلکه در اساس قابل فهم نیست. زیرا مشخص نمیکند این محنت یا بلا کی و چرا نازل میشود و فرجامش چه خواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 18:10

 

از دلداده ای پرسیدند نشان شیفتگی چیست؟

گفت: چون دوست غایب آمد، توشه اش به عنایت پر کنی!

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 18:10

نویسنده: ا. ش. - یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٦

آسمان میبارد، زمین میروید. میشود که آسمان ببارد و زمین نروید؟ آری! خاک همیشه گل و سبره نمیدهد، سیل میشود و ویرانی بهبار میآورد.

در ما نیز همین است. چه بسیار که محبت میکنی، ویرانی نصیبت میشود.

برچسب: نویسنده: هلیا رنجبر تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 18:10

صفحه بندی